کد خبر: ۸۹۶۸۷۲
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۱:۱۱ 08 September 2020

تابناک گیلان/ به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز سه شنبه هجدهم شهریورماه در حالی چاپ و منتشر شد که تنش در بازار ارز و خودرو پس ‏از خروج نقدینگی از بازار سرمایه، سن شناسنامه‌ای معضل جدید کاندیداها، پیام به آمریکا در گفت‌وگو با سوییس و حضور ‏اختیاری در مدارس، از محور‌هایی است که تیترهای آن‌ها در صفحات نخست روزنامه‌های امروز برجسته شده است. ‏

 
 

در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم؛ ‏


درسی بزرگ برای سیاستمداری کوچک

حنیف غفاری در یادداشتی در شماره امروز روزنامه رسالت با عنوان درسی بزرگ برای سیاستمداری کوچک نوشت: بن زاید و ‏خاندان حاکم بر امارات متحده عربی روز‌های آرامی را سپری نمی‌کنند! ‏
به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور قمارباز آمریکا، قمار دوسرباختی را به شاهزادگان ساده‌لوح اماراتی تحمیل کرده است، اما چگونه؟! ‏
در این خصوص نکاتی وجود دارد که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن‌ها گذشت. ‏
نخست اینکه اماراتی‌ها پس از اعلام عادی‌سازی روابط خود با رژیم اشغالگر قدس، ملغی شدن الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری ‏به سرزمین‌های اشغالی را نخستین مزیت و اثر این معامله ننگین دانستند تا در خیال خام خود، منتی نیز بر سر فلسطینیان ‏بگذارند، اما نتانیاهو و دیگر سران رژیم صهیونیستی پازل بازی اماراتی‌های نگون‌بخت را در عرض چند دقیقه بر هم ریختند! ‏
آن‌ها تأکید کردند حاضر به عقب‌نشینی از اشغال کرانه باختری نیستند. ‏

هر روز سرمایه مردم پودر می‌شود چرا کسی پاسخگو نیست؟ /نه ایران صربستان است نه روحانی «ووچیچ» / ‏درسی بزرگ برای سیاستمداری کوچک
صورت‌مساله کاملا مشخص است! به نظر می‌رسد سران رژیم صهیونیستی هنوز از پذیرش «ابوظبی» به‌عنوان یک «شریک ‏راهبردی در منطقه» اجتناب می‌کنند! فراتر از آن، مقامات رژیم اشغالگر قدس نسبت به آینده تحولات امارات عربستان سعودی، ‏بحرین و دیگر کشور‌هایی که قصد عادی‌سازی روابط با صهیونیست‌ها رادارند اطمینان خاطر ندارند! نوع نگاه واقعی تل‌آویو
 به ریاض (بازیگردان منطقه‌ای پروژه عادی‌سازی روابط اعراب و صهیونیست‌ها) نیز در اتخاذ گارد بسته نتانیاهو و بنی گانتز ‏بی‌تأثیر نیست. سران رژیم صهیونیستی به‌ وضوح می‌دانند که وضعیت محمد بن سلمان ولیعهد سعودی‌ها به‌هیچ‌عنوان مساعد نبوده ‏و حتی هرلحظه ممکن است وی براثر یک کودتای داخلی در خاندان آل سعود از قدرت برکنار شود. حتی صهیونیست‌ها نگرانند ‏در صورت شکست ترامپ، جای بن سلمان با مهره‌ای دیگر (گماشته دموکرات‌ها) عوض شود. ‏


نکته دوم اینکه علی‌رغم اصرار دولت ترامپ به رژیم اشغالگر قدس، این رژیم با فروش تسلیحات و جنگنده‌های پیشرفته آمریکایی ‏به ابوظبی مخالف است! ‏
‏صهیونیست‌ها معتقدند این مسئله، می‌تواند به خطری بالقوه برای تل‌آویو تبدیل شود! ‏وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی در صریح‌ترین مواضعی که تاکنون مقامات این رژیم در خصوص موافقت یا مخالفت با این ‏مساله ‏ (فروش تسلیحات آمریکایی پیشرفته به اماراتی‌ها) داشته تأکید کرده است: «اسرائیل این موضوع را برای کنگره آمریکا شفاف ‏خواهد ساخت که با فروش جنگنده‌های اف-۳۵ به امارات متحده عربی مخالف است.» این موضع‌گیری صریح در حالی مطرح ‏می‌شود روزنامه نیویورک‌تایمز اخیرا مدعی موافقت رژیم صهیونیستی با فروش تسلیحات آمریکایی به امارات شده بود. علاوه بر ‏وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی، دفتر نتانیاهو نیز با صدور بیانیه‌ای خبر روزنامه نیویورک‌تایمز را تکذیب کرد. به‌ این‌ ترتیب، ‏نتانیاهو نخستین پشت پای خود را به مقامات اماراتی و معدود طرفداران عادی سازی روابط کشور‌های منطقه با رژیم صهیونیستی ‏زده است. اکنون امارات بازی را کاملا باخته است! بن زاید از یک‌سو اسیر بازی ترامپ و نتانیاهو شده و از سوی دیگر، به سبب ‏زیرپاگذاشتن آرمان آزادی فلسطین، مورد خشم و نفرین ملت‌های مسلمان و آزادی‌خواه جهان قرارگرفته است. آری! این‌ها درس‌هایی ‏بزرگ برای سیاستمداری کوچک (بن زاید) محسوب می‌شود. ‏

نه ایران صربستان است، نه روحانی «ووچیچ» ‏

روزنامه ایران در ستون درنگ شماره امروز خود با تیتر نه ایران صربستان است، نه روحانی «ووچیچ» ‏ نوشت: دیدار ‏بحث‌برانگیز رئیس جمهوری صربستان با رئیس جمهوری امریکا و عکس‌های منتشر شده از این دیدار حکایتگر خوی ‏برتری‌جویی رئیس جمهوری امریکا و البته تحقیر همتای صربستانی آن است. بخصوص نوع نشستن دو رئیس جمهور مقابل ‏همدیگر. این عکس‌ها بازتاب و تحلیل و واکنش‌های متعددی را به‌دنبال داشته است. در فضای سیاسی ایران هم برخی روزنامه‌های ‏منتقد دولت این عکس را در صفحه اول خود برجسته کردند و به صورت مستقیم یا غیر‌مستقیم مدعی شدند که سرنوشت هر مذاکره ‏و هر مذاکره‌کننده‌ای با امریکا یا حداقل ترامپ متفاوت از مورد رئیس جمهور صربستان نیست. انتخاب تیتر «جایگاه ‏مذاکره‌کنندگان با امریکا!» در روزنامه جوان، «عبرت دیپلماسی» در وطن امروز و «بفرمایید مذاکره» در روزنامه رسالت این ‏پیام را مخابره می‌کند که هرگونه مذاکره با امریکایی‌ها چنین کیفیتی را خواهد داشت. روزنامه کیهان البته در گزارش خود به ‏گونه‌ای مستقیم‌تر این موضوع را به تحولات سیاسی در داخل ایران ربط داده و نوشته «این مسأله پاسخی به تمام هواداران و ‏حامیان ارتباط با امریکا به هر قیمتی است.

هر روز سرمایه مردم پودر می‌شود چرا کسی پاسخگو نیست؟ /نه ایران صربستان است نه روحانی «ووچیچ» / ‏درسی بزرگ برای سیاستمداری کوچک

امیدواریم این اتفاق ناخوشایند عبرتی باشد برای گروه‌های سیاسی که تصور می‌کنند، ‏تنها راه حل مشکلات کشور، دخیل بستن به کشوری در مختصات امریکاست.» روزنامه رسالت هم در سرمقاله خود در همین باره ‏نوشته «ما سال‌هاست به چشیدن طعم عزت و استقلال عادت کرده‌ایم... در اکثر کشور‌های منطقه ما، دولت امریکا بدون هماهنگی ‏با دولت مستقر، عملیات نظامی انجام می‌دهد، حال آنکه فرزندان ملت ایران در نیرو‌های مسلح، پهپاد متجاوز امریکایی را ‏سرنگون می‌کنند، نفتکش انگلیس را توقیف می‌کنند، تفنگداران دریایی متجاوز را بازداشت می‌کنند و در واکنش به ترور سردار ‏دل‌ها، پایگاه نظامی امریکا را موشک‌باران می‌کنند.» ‏


ارتباط دادن این مسأله با تحولات سیاسی داخلی ایران و اینکه تلاش شود با شبیه‌سازی‌های القایی و بی‌توجه به واقعیت‌های موجود ‏ماهی جناحی خود را صید کرد به دور از انصاف است. به نظر می‌رسد آنچه در گزارش‌های رسانه‌های یاد شده مستتر است ‏برجسته کردن نوعی مذاکره‌هراسی بدون توجه دادن به تفاوت‌های جایگاه کشور‌ها و شخصیت دیپلمات‌ها است. اینکه رئیس ‏جمهوری کشوری به هر دلیلی تن به این تحقیر داده، آیا به معنای آن است که هر مذاکره‌ای با امریکایی‌ها انجام شده یا در آینده ‏انجام خواهد گرفت لزوماً چنین کیفیتی خواهد داشت؟ آیا حکم دادن به اینکه مذاکره با امریکا توأم با تحقیر خواهد بود، مربوط به ‏دوره دونالد ترامپ است یا برای قبل و بعد او هم چنین حکمی قابل تعمیم است؟ و اساساً این هشدار دادن‌های داخلی و دعوت به ‏عبرت‌گیری ناظر بر کدام واقعیات داخلی در جمهوری اسلامی ایران است؟


سوژه دیدار رؤسای جمهوری امریکا و صربستان را اگر از زاویه‌ای دیگر نگاه کنیم در کنار این هشدار‌ها و دعوت به ‏عبرت‌گیری‌ها و حکم‌های کلی دادن، گفتنی‌های دیگری هم دارد که از چشم رسانه‌های منتقد دولت دور مانده است. اینکه نقطه ‏مقابل مورد صربستان، دیپلماسی ایران در چند سال گذشته و بخصوص یکی دو ماه اخیر است که زمینه‌ساز تحقیر سیاسی همین ‏رئیس جمهور زیاده‌خواه امریکا شده است. شکست فاحش در جلسه اخیر شورای امنیت سازمان ملل برای تمدید تحریم‌های تسلیحاتی ‏ایران که تنها یک کشور با امریکا همراهی کرد و اعلام مخالفت ۱۳ عضو شورای امنیت با تلاش مجدد کاخ سفید علیه ایران یکی ‏از همان واقعیاتی است که رسانه‌های منتقد دولت چندان تمایلی برای برجسته‌سازی آن ندارند. ‏


واقعیت دیگری که نقطه مقابل مورد صربستان است، به شهریور ماه ۹۸ بر می‌گردد. جایی که در حاشیه نشست مجمع عمومی ‏سازمان ملل در نیویورک سران اروپا یعنی مرکل صدراعظم آلمان، مکرون رئیس جمهوری فرانسه و جانسون نخست‌وزیر انگلیس ‏از هر تلاشی برای آنکه رئیس جمهور ایران را راضی کنند تا دیداری ولو کوتاه با رئیس جمهور امریکا داشته باشد دریغ نکردند. ‏اتفاقاً همان زمان هم عکس‌هایی از رایزنی‌های این سه رهبر اروپایی با حسن روحانی منتشر شد که در رسانه‌های یاد شده جایی ‏پیدا نکرد. ‏


روایت‌های خود امریکایی‌ها از جدیت و صلابت دیپلمات‌های ایرانی در ماجرای گفتگو‌های هسته‌ای – موضع «هرگز یک ‏ایرانی را تهدید نکن» محمدجواد ظریف و خودکار پرت کردن سید عباس عراقچی بیشتر شنیده شده است- هم از جمله واقعیت‌هایی ‏است که بیانگر تفاوت جایگاه کشور‌ها و دیپلمات‌ها در موارد مشابه است و اینکه نمی‌توان به هر مذاکره‌ای با امریکا حکم تحقیر ‏داد. چنانکه در گفتگو‌ها و قدم زدن‌های ظریف و جان کری در ژنو هم نشانی از تحقیر وجود نداشت. ‏

هر روز سرمایه مردم پودر می‌شود؛ چرا کسی پاسخگو نیست؟

سید علیرضا کریمی طی یادداشتی با تیتر هر روز سرمایه مردم پودر می‌شود؛ چرا کسی پاسخگو نیست؟ در سرمقاله امروز آفتاب ‏یزد نوشت: بورس روز‌های خوبی را طی نمی‌کند و حسابی «بورس بازها» را کلافه کرده است. اینگونه می‌توان گفت نه آن موقع ‏که شاخص رو به رشد بود بورس از منطق اقتصادی پیروی می‌کرد و نه این روز‌ها که در حال سقوط است. ‏


اما در این میان یک نکته را نباید از ذهن دور نگه داشت و آن اینکه آن عده از اقتصاد دانانی که مدعی بودند بورس در حال ‏کشاندن بازار‌های دیگر با خود است و تورم را بالا می‌برد استدلال و تئوری شان غلط بود. ‏اکنون بورس در حال ریزش است و کمک‌های دولت نیز افاقه نکرده، ولی بازار خودرو، مسکن و ارز در حال جهش جدید است. در ‏همین یک هفته اخیر متوسط قیمت مسکن از متری ۲۰ میلیون تومان به ۲۳ میلیون تومان رسید، پراید به ۱۰۰ میلیون تومان رسید و ‏دلار نیز وارد کانال هراسناک ۲۴ هزار تومان شد؛ و این در حالیست که همین دیروز شاخص بورس پس از دو روز که توانست ‏قدری رشد کند نزدیک به ۵۰ هزار واحد ریزش داشت. ‏
تاکنون دولت ۲ ترفند را به کار برده: ابتدا دستور به حقوقی‌ها داده شد تا صف‌های خرید را جمع کنند و سپس رو به بازار گردانی ‏آورد، لیکن هر دو راهکار نیز تاکنون پاسخگو نبوده و ریزش بورس ادامه دارد. ‏

هر روز سرمایه مردم پودر می‌شود چرا کسی پاسخگو نیست؟ /نه ایران صربستان است نه روحانی «ووچیچ» / ‏درسی بزرگ برای سیاستمداری کوچک
نکته جالب اینکه به همان اندازه که دولت مستاصل و سردرگم است اقتصاددانان نیز نسخه شفابخش و مبرهنی برای این وضعیت ‏ندارند و ترجیح می‌دهند این روز‌ها با کلی گویی و پراکنده گویی روزگار را طی کنند تا تحول جدیدی رخ دهد. ‏
چند روز پیش پیامی از یک شهروند دریافت کردم که مدعی بود با سرمایه پدر کسب و کاری راه انداخته بوده، اما کرونا اجازه نداده ‏این کسب و کار رونقی بگیرد و سپس با توجه به توصیه‌های مسئولان از جمله رئیس جمهور برای آنکه ارزش دارایی‌اش حفظ ‏شود سرمایه خود را وارد بورس کرده و اکنون پول‌های وی کمتراز نصف شده است. او از بنده می‌پرسید چه کسی پاسخگو و ‏مسئول است؟


در اصل شاید کسی مسئول نباشد، ولی وقتی به اخبار ابتدای سال رجوع می‌کنید و متوجه می‌شوید که مسئولان مختلف چگونه از ‏‏ «بورس مستحکم» سخن می‌گفتند باید به این مردم هرچند طمع کار حق داد و پذیرفت آنان گول خورده اند! دولت در شرایطی از ‏حمایت از بورس سخن می‌گفت که امروز حمایت‌هایش از بورس پشیزی ارزش و کارآیی ندارد! آری؛ تلخ است! ‏

منبع: تابناک
اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار