تیغ فتاح بر چهره سیاسیون، یک گمانه قوی برای خبر خوش رئیس‌جمهور، ریزش ۲ هزار تومانی دلار پس از خط و نشان بانک ‏مرکزی، مدیریت بحران انفجار ۱۴ مرداد در بیروت، کدام یک از نمایندگان سابق پست گرفتند، آغاز تست انسانی واکسن کرونا از دو ‏هفته دیگر در ایران و ابلاغ پروتکل‌های عزاداری محرم، از مواردی است که موضوع گزارش‌های خبری و تحلیلی روزنامه‌های ‏امروز شده است. ‏
کد خبر: ۸۸۶۰۲۶
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۳۶ 10 August 2020

تابناک گیلان/ به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز دوشنبه بیستم مرداد در حالی چاپ و منتشر شدند که افشاگری پرویز فتاح در آنتن زنده ‏تلویزیون درباره املاک بنیاد مستضعفان که در اختیار چهره‌های سیاسی چپ و راست قرار دارد، با تیتر‌های مختلفی از ‏جمله تیغ فتاح بر چهره سیاسیون (شرق)، فتاح فاش می‌گوید (اعتماد)، فتاح علیه همه (آفتاب یزد)، گمانه انتخاباتی بودن در حمله ‏فتاح به چپ و راست (ابتکار)، فاز جدید املاک نجومی (همدلی) برجسته شده است. با نگاهی به روزنامه‌های امروز مشخص می ‏شود، بیشتر روزنامه‌های جریان اصولگرا در صفحات نخست خود از کنار این موضوع عبور کردند و سخنان فتاح بیشتر در ‏روزنامه‌های اصلاح طلب مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است. ‏

 
 

در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم؛

علت سکوت ایران در برابر نقض حقوق مسلمانان چین

دیاکو حسینی،‎ ‎مدیر برنامه مطالعات جهانی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری طی در بخشی از یادداشتی با عنوان ما ‏و مسأله ایغورها در روزنامه ایران نوشت:‏‎ ‎دولت چین تسلط کامل بر استان سین کیانگ دارد و به نظر می‌رسد که نسبت به ‏نظارت‌های بین‌المللی به آنچه در این استان می‌گذرد، بی تفاوت نیست. به علاوه، دولت چین رابطه دوستانه‌ای با ایران دارد و ‏ایران می‌تواند بدون هیاهوی رسانه‌ای، نگرانی‌های خود را به پکن انتقال دهد. تحت این شرایط در حالی که راه‌های بهتری برای ‏ابراز نگرانی ایران وجود دارد، اعلام عمومی اعتراض به برخی رفتار‌های گزارش شده دولت چین، هیچ کمکی به اقلیتی که شاید ‏تحت ستم باشد، نمی‌کند. در همین حال، هیچ کدام از گزارش‌هایی که در تکیه به منابع امریکایی گاهی به شکل مبالغه‌آمیزی از ‏نوعی نسل‌کشی در استان سین کیانگ خبر می‌دهند، قابل اعتماد نیست. ‏

آیا سخن صرف فتاح را فاتح می‌کند؟ /علت سکوت ایران در برابر نقض حقوق مسلمانان چین/ تبعات دور زدن مجلس در ماجرای بسته گشایش اقتصادی
ایالات متحده در حالی که جنگ سرد تازه‌ای را با چین آغاز کرده، انگیزه بالایی به منظور تحریف و بزرگنمایی اطلاعات نادرست ‏علیه آن کشور دارد. استان سین کیانگ با اشغال یک ششم مساحت چین، ۲۵ درصد از منابع ذغال سنگ و نزدیک به ۴۰ درصد ‏از منابع نفت و گاز این کشور را در خود جای داده و پل ارتباطی چین به خشکی‌های اوراسیاست. بدون سین کیانگ، چین عمدتاً به ‏یک قدرت پرچالش در آسیای دریایی محدود خواهد ماند و باید ایده‌های بلندپروازانه مانند جاده ابریشم جدید از مسیر آسیای مرکزی ‏را برای همیشه کنار بگذارد. این مسأله تأثیر مستقیم و هنگفتی بر چشم‌انداز بازخیزی چین که در سال‌های اخیر همه چشم‌ها را به ‏خود خیره کرده، خواهد داشت. تلاش امریکا برای بی ثبات کردن سین کیانگ، یک روش فریبنده برای اخلال در داستان ظهور ‏چین است.

 

جمعیت ۱۱ میلیونی ایغور‌ها در سین کیانگ که خود را به لحاظ دینی و نژادی از اکثریت قوم هان در سرزمین اصلی ‏چین جدا می‌دانند، در گذشته گاهی راه استقلال خود را در استفاده از ابزار‌های خشونت‌آمیز دیده‌اند. جنبش استقلال ترکستان شرقی ‏که زمانی تحت حمایت اتحاد شوروی قرار داشت، امروز یک دولت در تبعید در واشنگتن تشکیل داده و مخفیانه از سوی تعدادی از ‏دولت‌های غربی نیز حمایت می‌شود. این جنبش که مهمترین تکیه گاه فراگیر برای آرمان‌های جدایی‌طلبانه ایغورهاست، در شاخه ‏نظامی خود یک سازمان افراطی با عنوان جنبش اسلامی ترکستان شرقی را تشکیل داد که بعد از چندین عملیات تروریستی ‏سرانجام در سال ۲۰۰۲ از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و کشور‌های مختلف در لیست گروه‌های تروریستی قرار گرفت. ‏این سازمان بعد‌ها همچنان در افغانستان و سوریه نیز در کنار افراطی‌ترین گروه‌های تکفیری فعالیت داشته است. با وجود این، ‏دولت چین بخوبی نسبت به این حساسیت و راه‌هایی که امنیت پایدار را به این استان بازمی‌گرداند، واقف است. یک سال پس از ‏آشوب‌های این استان در سال ۲۰۰۹ که به کشته شدن بیش از ۲۰۰ نفر منجر شد، هو جین تائو رئیس جمهوری وقت چین در ‏جریان دیدار از آن استان، راه اساسی برای حل مسأله سین کیانگ را توسعه آن دانست. از آن زمان وضعیت اقتصادی در سین ‏کیانگ به میزان قابل توجهی بهبود یافته است. ‏


تولید ناخالص داخلی این استان به بیش از دو برابر و میانگین سرانه درآمد در نواحی شهری و روستایی سالانه ۶/۷ درصد افزایش ‏داشته است. امروز می‌دانیم که تبلیغات غرب پیرامون آنچه گاهی «اردوگاه‌های کار اجباری» نامیده شده درست نیست. بر اساس ‏جزئیات کتاب سفیدی که دفتر شورای اطلاعات جمهوری خلق چین در مرداد سال گذشته منتشر کرد، وظیفه اصلی این مراکز که ‏در سراسر سین کیانگ پراکنده هستند، آموزش زبان، قوانین چین و مهارت‌هایی است که هر فرد برای بهره‌مندی از حقوق ‏شهروندی چین و مشارکت در فرصت‌های اقتصادی باید از آن برخوردار باشد. از دیدگاه دولت چین، فقر و نقصان در مهارت‌های ‏زبانی و آشنایی با قوانین جاری، از مهمترین دلایل گرایش جوانان ایغور به گروه‌های افراطی است و این مراکز به آن‌ها کمک ‏می‌کند که این مشکلات را پشت سر بگذارند. ‏


هیچ کدام از این‌ها ثابت نمی‌کنند که احتمالاً هیچ گونه ظلم یا نقض حقوق انسانی در سین کیانگ صورت نمی‌گیرد، اما تا زمانی که ‏تحقیقات مستقل و قابل اتکایی وجود نداشته باشد، گزارش‌های غربی که اغلب با انگیزه‌های سیاسی همراه است، نمی‌تواند معیار ‏خوبی برای تشخیص واقعیت در سین کیانگ باشد. همین تفاوت عمده، سرچشمه رفتار متفاوت ایران با مسأله ایغور‌ها از یک ‏طرف و مستضعفان تحت ستم در یمن، فلسطین و لبنان از طرف دیگر است. ‏


تبعات دور زدن مجلس در ماجرای بسته گشایش اقتصادی

یعقوب رضازاده، عضو هیات رییسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یازدهم طی یادداشتی با عنوان تبعات دور زدن ‏مجلس در روزنامه جهان صنعت نوشت: رییس‌جمهوری اواخر هفته گذشته از تصمیمی برای گشایش اقتصادی کشور در جلسه ‏شورای هماهنگی سران قوا صحبت کرد و روز یکشنبه رییس مجلس هم در این باره صحبت‌هایی را بیان کرد. این در حالی است ‏که نمایندگان به این روند معترض هستند که چرا آن‌ها به عنوان نمایندگان مردم از جزئیات این طرح بی‌خبرند در حالی که ‏قانونگذاری جزو ذات مجلس است و نباید بخش‌های دیگر طبق قانون به این وظیفه ذاتی مجلس ورود کنند. ‏


نظر نمایندگان این است که بسته اقتصادی و پیشنهاد‌هایی برای گشایش اقتصادی خوب است، ولی باید این اقدام از طریق مجلس ‏انجام شود و روند قانونی خودش را طی کند. اگرچه در این شرایط آشفته اقتصادی فعلی چنین طرح‌هایی خوب است، ولی نباید ‏نمایندگان مجلس از مفاد و جزئیات آن بی‌اطلاع باشند. در این باره روز یکشنبه به آقای قالیباف تذکر دادیم که این تصمیم حتما باید ‏از طریق صحن علنی طرح می‌شد، ولی ما از این بسته و پیشنهاد بی‌اطلاعیم و جزئیات آن هم خبر نداریم و این یک ضعف و ایراد ‏بزرگ است. ‏


تصمیمات مهم اقتصادی در حالی در جلسات شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه گرفته می‌شود که این شورای هماهنگی به ‏دستور رهبری به منظور تصمیم‌گیری درباره تحریم‌ها و مسائل حاد کشور و امور خارجی قرار بود تشکیل شود. ولی اخیرا شاهدیم ‏که متاسفانه سران سه قوه بدون در نظر گرفتن نظر نمایندگان و مجلس درباره امور داخلی کشور هم تصمیم‌گیری می‌کنند و به ‏نوعی با مجلس موازی‌کاری دارند. مثلا این بسته اقتصادی یا همان گشایش اقتصادی که مطرح شده، هزینه و اعتبار و بودجه نیاز ‏دارد. این در حالی است که دولت با کسری بودجه مواجه است و باید این پیشنهاد را به صورت لایحه دوفوریتی به مجلس ارائه ‏دهد. نمایندگان هم قطعا طی یک یا دو جلسه آن را به تصویب می‌رسانند و هیچ جای نگرانی وجود ندارد و روند قانونی خودش را ‏هم طی می‌کند.

آیا سخن صرف فتاح را فاتح می‌کند؟ /علت سکوت ایران در برابر نقض حقوق مسلمانان چین/ تبعات دور زدن مجلس در ماجرای بسته گشایش اقتصادی
بنابراین مجلسی که کارآمد است و نمایندگانش معمولا سابقه ۳۵ یا ۴۰ سال خدمت به نظام را دارند و معمولا جنگ‌دیده هستند، ‏تصمیمی می‌گیرند که به نفع کشور و نظام است. همچنین نباید فراموش کرد تصمیمی که ۲۸۰ نفر بگیرند و خردجمعی در آن ‏دخیل باشد، قطعا بهتر از تصمیماتی است که توسط سه نفر در شورای هماهنگی سران قوا گرفته شود. این کار منطقی‌تر و به ‏مصلحت‌تر است. ‏


مشکلات اکتسابی که امروزه مردم با آن به طور جدی مواجه هستند شامل بحث مسکن، ارز، طلا، بازار خودرو و معیشت مردم ‏است و قطعا تصمیمی که گرفته می‌شود، موقتی و اورژانسی و فوری است. ولی با داشتن منابع مختلف و گوناگونی که در کشور ‏داریم برای حل این مشکلات نیازمند مدیریت و پشتوانه قوی دستگاه‌های دولتی، تعامل با کشور‌های همسایه، کمک به درآمد ‏استان‌های مرزی و… هستیم؛ بنابراین برای کاهش مشکلات اقتصادی کشور یا همان ارائه بسته و پیشنهاد گشایش اقتصادی باید ‏دست به دست هم دهیم و از راه درست و قانونی مشکلات مردم را کاهش دهیم. ‏


آیا سخن صرف فتاح را فاتح می‌کند؟

عباس موسایی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در سرمقاله امروز روزنامه آرمان ملی با عنوان آیا سخن صرف فتاح را فاتح می‌کند؟ ‏سخنان روز گذشته پرویز فتاح در رسانه ملی را از منظر سیاسی خود تحلیل کرد و نوشت: سخنان پرویز فتاح در برنامه نگاه یک ‏تلویزیون را می‌توان رونمایی زودهنگام و آرام اصولگرایان از کاندیدای خود در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ دانست. آنچه را ‏فتاح بر زبان راند می‌توان تولیدات و برساخته‌های گفتمانی اتاق فکر و طراحان انتخابات آینده، برای تصاحب پوپولیسم منفی ‏ارزیابی کرد. فتاح در این گفتگو کوشید تا معطوف به آنچه در زیر پوست و نبض سیاست در سپهر سیاسی ایران می‌گذرد، ‏‏ «خود» را در قاب و قالبی نرم و پنهان، به‌عنوان «دیگری» اشخاص و جریان‌های سیاسی‌ای که در موقعیت گلایه، اعتراض و ‏تنفر توده مردم قرار دارند، رونمایی کند. نرم و پنهان، از آن جهت که کوشید سخنانش، سویه‌های سیاسی خشن و آشکاری نیابد، ‏مرز‌های مرسوم را درنوردد، از بخشی اشخاص و کانون‌های اصولگرایی تنفرزا، فاصله بگیرد و از نقطه عزیمت سلامت و پاکی، ‏با مخاطب سخن بگوید. این پنهان‌سازی، اما آنچنان آشکار است، که خود ایشان نیز نتوانست بدان نپردازد، مخصوصا آنجا که گفت ‏‏ «می‌گویند من برای تبلیغات پوپولیستی و ۱۴۰۰، اینگونه سخن می‌گویم، که اهمیتی ندارد.»، اما نگفت که آن‌هایی که این را ‏می‌گویند، درست تشخیص داده‌اند یا نه و نه تنها حضور خود را تکذیب نکرد، که بخشی از پروژه اتاق فکر پشت سر خود را ‏آشکار ساخت.

آیا سخن صرف فتاح را فاتح می‌کند؟ /علت سکوت ایران در برابر نقض حقوق مسلمانان چین/ تبعات دور زدن مجلس در ماجرای بسته گشایش اقتصادی

اما آنچه فتاح و اتاق فکر پشتیبان ایشان در این برنامه نادیده انگاشت، فراتر از آن پنهان‌سازی آشکار، بی‌التفاتی به ‏این نکته مهم بود که «گفتمان‌سازی» امری فراتر از سخن و گفتار است و سویه‌های قدرتمندی از کردار، زمینه، زمانه، هارمونی ‏گفتار و کردار و... را شامل می‌شود. به عبارتی نمی‌توان سخن صرف را تحت عنوان گفتمان به خورد سیاست داد و با تکیه ‏صرف بر سخن، گفتمانی برساخت و ساختاری را مفصل‌بندی کرد. برعکس می‌توان گفت که گفته‌های فتاح، ناگفته‌هایی را عیان ‏ساخت که بیش و پیش از آنکه برای وی و جریان متبوعش برگی برنده باشد، برگ‌هایی قوی را در دست رقیب قرار خواهد داد. او ‏آنجایی که کوشید، فاصله خود را با اشخاصی که تا دیروز هویت سیاسی مشترکی با ایشان داشت، نمایان سازد، در ذهن و ضمیر ‏مخاطب این سوال را پیش می‌آورد که نسبت ایشان با گذشته‌ای که بخشی از آن بوده است، چیست؟ در این ارتباط، فتاح نیازمند ‏عیان‌سازی مناسبات، مقومات و نظام تفاوت گفتمان امروزین خود با گفتمانی است که تا دیروز بخشی از آن به شمار می‌رفت. سوال ‏بنیادین از فتاح آن است که چگونه می‌توان از بطن و متن یک ساختار، در نقش دیگری و اپوزیسیون آن، ظاهر شد؟ آیا پس از رو ‏شدن بازی اصولگرایان در دهه هشتاد و شکل‌دهی ائتلاف اقتدارگرایی و پوپولیسم منفی، امکان بازتولید آن بازی در قالب پرویز ‏فتاح، امکان‌پذیر است؟ آیا اقتدارگرایان می‌توانند از منتهی‌الیه درون ساختار، شخصی را آنچنان تجهیز کنند که ژست و صورت ‏اپوزیسیون اختیار کند و از دل متن، حاشیه را علیه متن بشوراند؟ از طرفی از منظر تحلیل گفتمان، می‌توان گفت که آنچه فتاح ‏می‌کوشد از منظر شخصی، با غیریت‌سازی با اشخاص گوناگون، برای او هویت‌سازی کند، در مسیر هویت‌سوزی گفتمانی که خود ‏در بطن و متن آن قرار داشته است، گام برداشته است. در یک کلام، فتاح برای ظهور در گفتمان و پوزیشنی جدید، راهی بس دراز ‏در پیش دارد، راهی که چندان برای او راحت نیست. ‏

منبع: تابناک
اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار